شیرین زبونی دخمل من
سلام عزیز مامان
نمی دونی که چقدر شیرین زبون و چل چلی شدی. مرتب حرف می زنی. بعضی اوقات خندم می گیره از حرفهایی که می زنی. کلی با بچه هات بازی می کنی. با همه چیز صحبت می کنی و همه رو در قالب بچه هات می بری. بعضی اوقات که با مامان و بابا بازی می کنی به ما می گی بچه ها. مثلا می گی بچهها جوجه داره میره بیرون.
یادم رفت بهت بگم برات 18 تا جوجه خریده بودیم تو باغ که متاسفانه خیلی هاشون به علت بیماری فوت شدن.خلاشه برای اونها هم کلی غصه خوردی. برات یک چند جمله از حرفهای بامزت می زارم.
بیا کالسکه خجالت نکش ، کاریت ندارم می خوام بازی کنم. جان خدا بیا دیگه لاقر ( منظورت حداقل است)
خدا کورت می کنه ها
بچه مردم گناه داره.
پای حسنت کنده شده و شما مرتب می گی ماشین بیشعور احمق حالا من چیکار کنم , از بس ماشینا بدن،
یه روز به بدترین حالت میوه خوردی بعد خودت گفتی یکم لمشت بازی کردم یکم شتر بازی ( اون لحظه دلم می خواست می خوردمت)
گاهی اوقات هر وسیله ای رو به موبایل تبدیل می کنی.یه دوربین مشکل دار داریم که عاشقش هستی گاهی اوقات باهاش عکس می گیری و گاهی اوقات هم مثل موبایل ازش استفاده می کنی. یکی از صحبتهات ( البته فیلم هم گرفتم) سلام علیکم دوستم. حال شما. خوب هستی؟ الان سوار مترو می شم میام. بعد از چند دقیقه که گوشی دستته ادامه می دی برو بی حیات اونور، من نمی خوام بیام دنبالت اه اه, نگا من شمارتو ندارم.
یکی از مشکلات اصلی ما کم بودن فضا موقع خواب است. شما حداقل دو وسیله بابد با خودت بیاری که بخوانی. یه شب نزدیک به 15 تا وسیله اوردی بودی. معمولا حسن پایه ثابت است از دیگر موارد شامپو بچه ( 4 تا از ارومیه برات خریدیم که سه تاش دست شما و یکی تو حمام است) کالسکه کیف گله شر خمیر دندان بچه ( شبهایی که مسواک می زنی) کیف که حداقل پنج تا مورد توش گذاشتی، یه شونه و آینده مخصوص خودت.بعضی اوقات خرسی. بعد از اینکه به خواب میری من کم کم از تو دستات و کنارت بر می دارم. یه شب که خیلی خسته بودم بلند نشدم و تا صبح فکر کنم صد بار پام به کالسکه خورد و هم خودم و هم شما رو فحش دادم.

راستی یه مورد دیگه دیروز تولد خاله الهام جون بود از همین جا بهش تبریک می گم و امیدوارم همیشه شاد کنار خانوداش باشه. دوست دارم خاله جون.

یه مورد دیگه هم 31 اردیبهشت ماه با خاله الهام و حسین رفتیم اتلیه بابا لنگ دراز یه عکس شما و سه تا عکس حسین گرفت که به محض اماده شدن برات می زارم گلم.
این عکسو مامان یواشکی تو آتلیه از حسین گرفت.

این عکسها تو گلم با گوشی مامان گرفتی.



جیگر من خودش مثل گل می مونه.

دختر گلم بین عکساش

عزیزم هیچ وقت کفشات رو اشتباه نمی پوشی و تازگی خودت کفاشات پات می کنی.

دخملم با کفشهای عروس مامانش.



شیرین زبونی دخمل من 
